عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

121

كشف الحقايق ( فارسى )

گفته‌اند كه « تصوف عزلت است بىملالت » و بعضى گفته‌اند كه « تصوف صحبت است بىغفلت » و بعضى گفته‌اند كه « تصوف امتثال امر است بىكدورت » از جهت آنكه منت در خدمت عمر و مال ضايع گرداند و ملالت در عزلت اوقات و ساعات را بىبهره و بىنصيب گرداند و غفلت در صحبت راه سعادت را منقطع و بسته گرداند و كدورت در امتثال امر درخت اميد را بىبر گرداند . و بعضى گفته‌اند كه « تصوف تقوى و پرهيزگارى است » و بعضى ديگر گفته‌اند كه « تصوف ادب و عزتست » و بعضى گفته‌اند كه « تصوف راحت رسانيدنست و كم‌آزار بودن » و بعضى گفته‌اند كه « تصوف خمول و گمنامى است » و بعضى گفته‌اند كه « تصوف انصاف از خود طلب كردن و از ديگران طلب ناكردن است » « 1 » . فصل بدانكه تصوف چهار مرتبه دارد اول ارادت است با شرائط دوم خدمت است با شرائط خدمت سوم سلوك است با شرائط سلوك آنگاه بعد از سلوك صحبت است يعنى سالكان بعد از تمامى سلوك بر دو قسم مىشوند يك قسم صحبت اختيار مىكند و باقى عمر را در عشرت بصحبت مىگذرانند و راحت و جمعيت خود را در اين مىيابند و اين‌ها مظهر جمال بسيطند و صورت روحانيانند و مراد از « علماء امتى كانبياء بنى اسرائيل » ايشانند و يك قسم ديگر عزلت اختيار مىكنند و باقى عمر در خلوات و عزلت مىگذرانند و راحت و جمعيت خود را در همين مىيابند و اين‌ها مظهر جلال‌اند و صورت كروبيان و مراد از « اوليائى تحت قبا بى لا يعرفهم غيرى » ايشانند و اگر وقتى اصحاب عزلت از جهت رفع ملال طالب اختلاط شوند جز با خواص اختلاط نكنند و اگر وقتى از جهت مدد و معاونت امر برادران را محتاج تربيت شوند تربيت عوام و خواص كنند اما مجلس خواص را با مجلس عوام نياميزند و مجلس عوام با مجلس خواص نياميزند و تربيت خواص در ميان عوام نكنند .

--> ( 1 ) - اينست معنى تصوف آنچه ديگران گفته‌اند و اين جمله راست است كه گفته‌اند اما هر كسى را نظر بر صفتى ز صفات اهل تصوف افتاده است از آنكه اين جمله كه گفته شد صفات اهل تصوف است ايضا فى نسخة المجلس